خلاصه داستان: داستان دربارهی دو دوست، اون سو و هی سو است که هر دو گذشتهای دردناک دارند. هی سو در جهنم زندگی با همسر خشنش گرفتار شده و اون سو برای نجات او تصمیم به قتل همسرش میگیرد. آنها نقشهای برای کشتنش میکشند و در این راه، مدیرعامل شرکتی به نام جین سو بک متوجه ماجرا شده و به آنها کمک میکند.
خلاصه داستان: داستان درباره زندگی دو دختر جوان در دهه 1980 است؛ یکی صادق و سخت کوش با آرزوهای بزرگ و دیگری پرجاذبه اما درگیر خانواده ای نابسامان. هر دو عاشق پسری ثروتمند و خوش چهره میشوند که خودش هم مشکلات روحی عمیقی دارد.
خلاصه داستان: از زمانی که کیم نام سو به یک شرکت بزرگ پیوست، بیوقفه برای شرکت و خانوادهاش کار کرد. در نتیجه اکنون در جایگاه مدیر بخش قرار دارد و خانهای متعلق به خودش دارد. اما او در نقطه عطف زندگیاش قرار میگیرد؛ چراکه ناگهان همه چیزهایی را که ارزشمند میدانست، از دست میدهد. در نهایت، پس از سفری طولانی، خودِ واقعیاش را کشف میکند.
خلاصه داستان: یک ادغام عجیب در دانشگاه باعث میشود که دانشکده مهندسی کامپیوتر و دانشکده مدلینگ با هم ترکیب شوند. دانشجویان این دو رشته شروع به تحصیل مشترک میکنند. کانگ مین هاک که در رشته مدلینگ تحصیل میکند، پس از حضور در یک برنامه ی عاشقانه، بیش از یک میلیون دنبال کننده در شبکه های اجتماعی به دست آورده است. او شخصیتی جذاب دارد و میتواند اطرافیانش را به راحتی مجذوب خود کند. در مقابل، جو یون سان برترین دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر است. او توانایی فوق العادهای در حل سریع مسائل دارد، اما یک ضعف بزرگ دارد: با کوچکترین خطا، کاملا از حرکت بازمیایستد. او بیشتر وقت خود را پای کامپیوتر میگذراند و هیچ علاقهای به روابط عاشقانه ندارد. در ابتدا، این دو نفر به شکلی غیرمنتظره درگیر یکدیگر میشوند، اما به مرور زمان، رابطه ای عاشقانه میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: داستان دربارهی سه زن 41 ساله است که هر کدام با چالش های زندگی خود رو به رو هستند: چو نا جونگ، خانهداری که میخواهد دوباره به دنیای کار بازگردد؛ کو جو یونگ، زنی موفق که در ازدواج سرد و بی احساسش رنج می برد؛ و لی ایل ری، زنی مجرد و موفق در دنیای مد که هنوز آرزوی ازدواج دارد.
خلاصه داستان: چوی کانگ و کواک بیونگ نام، دو کهنه سرباز سابق نیرو های ویژه، همراه با چند همسایه معمولی در محله چانگ ری زندگی می کنند. با اینکه هیچ کدام دغدغه میهن پرستی یا صلح جهانی ندارند، اما برای دفاع از خانواده و محله شان متحد می شوند.