خلاصه داستان: داستان دربارهی سونگ وو یون، دختری دبیرستانی با اعتماد به نفس پایین است که در خانه نادیده گرفته میشود. او به طور اتفاقی با گروه هنری «اسپیریت فینگرز» آشنا میشود و با پیوستن به آنها، با تشویق و حمایت اعضا کمکم اعتماد به نفسش رشد میکند. در این مسیر، افراد دیگری مثل نام گی جونگ نیز به خاطر آشنایی با او مسیر آیندهشان را دوباره مرور میکنند.
خلاصه داستان: داستان درباره بازیگر گمنامی است که پس از از دست دادن خانوادهاش در یک کلاهبرداری فیشینگ، برای گرفتن انتقام مادرش با استفاده از فناوری دیپ فیک به یک باند بزرگ فیشینگ صوتی نفوذ میکند.
خلاصه داستان: سون وو هه زمانی یک بازیگر کودک محبوب بود اما اکنون نویسنده و گلفروش است. پس از سالها با اولین عشقش، سونگ جه یون، دوباره روبهرو میشود. جه یون که زمانی از خانوادهای ثروتمند بوده اما اکنون برای موفقیت میجنگد، برای رسیدن به اهدافش وارد زندگی وو هه میشود و آرامش او را به هم میزند. این ملاقات، گذشته هر دو را زنده کرده و باعث تغییر در مسیر زندگیشان میشود.
خلاصه داستان: کیم یونگ ران از خانوادهای فقیر به عنوان بادیگارد کار میکند. او با رویای یک تغییر بزرگ، با رئیس ثروتمند شرکتی که تنها چند ماهی از عمرش مانده، وارد ازدواج قراردادی میشود. او باید در طول این سه ماه هویت خود را پنهان کند و از دست کسانی که به دنبال ارثیه عظیم رئیس هستند، جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: از زمانی که کیم نام سو به یک شرکت بزرگ پیوست، بیوقفه برای شرکت و خانوادهاش کار کرد. در نتیجه اکنون در جایگاه مدیر بخش قرار دارد و خانهای متعلق به خودش دارد. اما او در نقطه عطف زندگیاش قرار میگیرد؛ چراکه ناگهان همه چیزهایی را که ارزشمند میدانست، از دست میدهد. در نهایت، پس از سفری طولانی، خودِ واقعیاش را کشف میکند.
خلاصه داستان: در سال 1997 و بحران اقتصادی کره جنوبی، «کانگ ته پونگ» پس از مرگ پدرش تصمیم میگیرد شرکت خانوادگی «تایفون تریدینگ» را از ورشکستگی نجات دهد. او که پیشتر بی خیال و بی تجربه بود، حالا با مسئولیت پذیری و شجاعت پا پیش میگذارد. در این مسیر، همراهی کارمندی سختکوش به نام «اوه می سون» که آرزو دارد به زنی موفق در شرکت تبدیل شود، به او امید و انگیزه میدهد.