خلاصه داستان: کیم یونگ ران از خانوادهای فقیر به عنوان بادیگارد کار میکند. او با رویای یک تغییر بزرگ، با رئیس ثروتمند شرکتی که تنها چند ماهی از عمرش مانده، وارد ازدواج قراردادی میشود. او باید در طول این سه ماه هویت خود را پنهان کند و از دست کسانی که به دنبال ارثیه عظیم رئیس هستند، جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: داستان دربارهی دو دوست، اون سو و هی سو است که هر دو گذشتهای دردناک دارند. هی سو در جهنم زندگی با همسر خشنش گرفتار شده و اون سو برای نجات او تصمیم به قتل همسرش میگیرد. آنها نقشهای برای کشتنش میکشند و در این راه، مدیرعامل شرکتی به نام جین سو بک متوجه ماجرا شده و به آنها کمک میکند.