خلاصه داستان: تنش و رویارویی میان سه نفر شکل میگیرد. لی وو گیوم یک قاتل زنجیره ای است، اما در عین حال نبوغی کم نظیر در پزشکی دارد و میتواند بیماری های لاعلاج را درمان کند. پارک هان جون وکیلی است که برای نجات جان دختر بیمارش مجبور است لی وو گیوم را نجات دهد. چا یی یون یک دادستان بلندپرواز و برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاست که باید با گرفتن حکم اعدام برای لی وو گیوم، شایستگی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان: دو نفر از اعضای خانواده که با هم اختلاف دارند، برای بزرگ کردن برادرزاده یتیمشان مجبور به زندگی مشترک می شوند. آنها با چالش های سخت فرزندپروری رو به رو می شوند و برای حل این مشکلات با هم همکاری میکنند. در این مسیر، سوءتفاهم های میانشان برطرف می شود و رابطه آنها دستخوش تغییر میگردد.
خلاصه داستان: سه زن به نام های یون را یونگ، کانگ شین جه و هوانگ هیون جین حدود بیست سال است با هم دوست هستند. آنها که در دوران دانشجویی آشنا شده اند، اکنون به عنوان وکیل در موسسه حقوقی ال اند جی کار می کنند و از قربانیان زن دفاع می کنند. سپس رازی مربوط به بیست سال پیش دوباره آشکار می شود و زندگی هر سه زن را به چالش می کشد. آنها در کنار هم می ایستند و با گذشته خود مقابله می کنند.
خلاصه داستان: یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.