خلاصه داستان: داستان درباره گونگ جو آ و یانگ هیون بین است که رابطه آن ها به دشمنی سی ساله دو خانواده پایان می دهد. جو آ که پزشکی را رها کرده، به عنوان طراح لباس در یک شرکت بزرگ کار می کند اما با حادثه ای در آستانه اخراج قرار می گیرد. او به بخش مدیرکل جدید منتقل می شود و می فهمد رئیس تازه اش همان عشق اول کودکی اوست. هیون بین به سرنوشت آن ها ایمان دارد و رابطه ای جدی میانشان شکل می گیرد.
خلاصه داستان: اون هو یک گومیهو جاودانه است که نمیخواهد انسان شود و زندگی آزاد و همیشگی خود را دوست دارد. در مقابل، کانگ شی یول یک ستاره کامل فوتبال با زندگی ظاهرا بی نقص است. ملاقات غیرمنتظره این دو، باعث میشود مسیر زندگی هر دویشان تغییر کند و دنیای جاودانگی و شهرت به شکلی غیرمنتظره به هم گره بخورد.
خلاصه داستان: قاضی فاسد لی هان یونگ، که زمانی مثل یک برده برای یک موسسه حقوقی عظیم کار می کرد، بعد از یک اتفاق به 10 سال پیش بازمیگردد. به او فرصت دوم داده شده و او برای مجازات شرورهای بزرگ تلاش میکند تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: تنش و رویارویی میان سه نفر شکل میگیرد. لی وو گیوم یک قاتل زنجیره ای است، اما در عین حال نبوغی کم نظیر در پزشکی دارد و میتواند بیماری های لاعلاج را درمان کند. پارک هان جون وکیلی است که برای نجات جان دختر بیمارش مجبور است لی وو گیوم را نجات دهد. چا یی یون یک دادستان بلندپرواز و برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاست که باید با گرفتن حکم اعدام برای لی وو گیوم، شایستگی خود را ثابت کند.
خلاصه داستان: دو نفر از اعضای خانواده که با هم اختلاف دارند، برای بزرگ کردن برادرزاده یتیمشان مجبور به زندگی مشترک می شوند. آنها با چالش های سخت فرزندپروری رو به رو می شوند و برای حل این مشکلات با هم همکاری میکنند. در این مسیر، سوءتفاهم های میانشان برطرف می شود و رابطه آنها دستخوش تغییر میگردد.
خلاصه داستان: سه زن به نام های یون را یونگ، کانگ شین جه و هوانگ هیون جین حدود بیست سال است با هم دوست هستند. آنها که در دوران دانشجویی آشنا شده اند، اکنون به عنوان وکیل در موسسه حقوقی ال اند جی کار می کنند و از قربانیان زن دفاع می کنند. سپس رازی مربوط به بیست سال پیش دوباره آشکار می شود و زندگی هر سه زن را به چالش می کشد. آنها در کنار هم می ایستند و با گذشته خود مقابله می کنند.