خلاصه داستان: یون بوم یک معلم محبوب و دوست داشتنی در سئول است، اما به دلایلی به یک دبیرستان در شهر کوچکی منتقل میشود. در آنجا با سون جه کیو آشنا میشود؛ او عموی یکی از دانشآموزانش، سون هان کیول است. سون جه کیو مردی درشت هیکل و ظاهرا خشن است، اما در واقع شخصیتی گرم و خوش برخورد دارد. او به یون بوم علاقه مند میشود و احساساتش را کاملا صادقانه و مستقیم به او ابراز میکند.
خلاصه داستان: مون جو، دیپلمات باسابقه و سان هو، مزدور مرموز، درگیر پروندهای پیچیده درباره تروری هستند که میان کره شمالی و جنوبی رخ داده و پشت آن بازیهای سیاسی نهفته است. آنها با هم برای افشای حقیقت همکاری میکنند.
خلاصه داستان: یون جی یونگ، سرآشپز فرانسوی، پس از بردن یک مسابقه آشپزی به دوران چوسان منتقل میشود و به طور اتفاقی غذایی برای پادشاه مستبد، لی هون، میپزد. پادشاه که ذائقهای استثنایی دارد، از غذای او خوشش آمده و او را به قصر میبرد تا برایش آشپزی کند. یون جی یونگ که آرزوی کار در پاریس را داشت، حالا مجبور است غذاهای سلطنتی تلفیقی برای یک پادشاه مستبد آماده کند.
خلاصه داستان: کیم او جو، وارث نسل چهارم قدیمی ترین نانوایی کره، فردی کمال گرا و منطقی است که ناخواسته درگیر ماجرای یو مری میشود. یو مری طراح عجیب و تند مزاجی است که به دنبال یک شوهر صوری میگردد تا جایزه ویژه نوعروسان که یک خانه ویلایی لوکس است را حفظ کند.
خلاصه داستان: کانگ یون سو، زن خانهداری است که برای نجات شوهر بیمارش، ناخواسته وارد دنیای قاچاق مواد مخدر میشود. او با لی گیونگ، معلمی جوان و جذاب که شبها مواد به نوجوانان ثروتمند میفروشد، همراه میشود. این دو در پی یک حادثه غیرمنتظره با یکدیگر شریک شده و وارد ماجرایی پرخطر و جنایی میشوند.
خلاصه داستان: جونگ دا هه، دختری از خانوادهای فقیر، در یک شرکت شیرینی سازی به عنوان کارمند قراردادی کار میکند و امیدوار است روزی رسمی شود. او با دو همکار نزدیک است: کانگ اون سانگ که هدفش پولدار شدن است و کیم جی سونگ که با شادی و بیخیالی زندگی میکند. در سوی دیگر، هام جی او، مدیر جوان و موفق یک تیم بزرگ، با وجود ظاهر کامل زندگیاش، خوشحال نیست. آشنایی او با دا هه باعث میشود دوباره به دنبال رویاهایش برود.