خلاصه داستان: کیم یونگ ران از خانوادهای فقیر به عنوان بادیگارد کار میکند. او با رویای یک تغییر بزرگ، با رئیس ثروتمند شرکتی که تنها چند ماهی از عمرش مانده، وارد ازدواج قراردادی میشود. او باید در طول این سه ماه هویت خود را پنهان کند و از دست کسانی که به دنبال ارثیه عظیم رئیس هستند، جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: داستان درباره رئیس جمهور تازه منتخب «هیون مین چول» است که درست پس از پیروزی انتخاباتی، از همسرش «چا سو یون» تقاضای طلاق میکند؛ زنی که قرار بود بانوی اول شود. این اتفاق آغازگر توطئه های سیاسی، کشمکش های خانوادگی و رقابت های قدرت است، در حالیکه «چا سو یون»، «هیون مین چول» و «شین هه رین» درگیر روابط پیچیده و بحرانی میشوند.
خلاصه داستان: یون ییرنگ، زنی نابغه و باهوش، رهبر یک گروه سه نفره از شیادان است که با کمک دو همکارش، جیمز باتجربه و گو هوی جوان و خوش قلب، افراد شرور را هدف قرار میدهند و به شیوهای خاص تنبیهشان میکنند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی دو دوست، اون سو و هی سو است که هر دو گذشتهای دردناک دارند. هی سو در جهنم زندگی با همسر خشنش گرفتار شده و اون سو برای نجات او تصمیم به قتل همسرش میگیرد. آنها نقشهای برای کشتنش میکشند و در این راه، مدیرعامل شرکتی به نام جین سو بک متوجه ماجرا شده و به آنها کمک میکند.
خلاصه داستان: داستان درباره زندگی دو دختر جوان در دهه 1980 است؛ یکی صادق و سخت کوش با آرزوهای بزرگ و دیگری پرجاذبه اما درگیر خانواده ای نابسامان. هر دو عاشق پسری ثروتمند و خوش چهره میشوند که خودش هم مشکلات روحی عمیقی دارد.
خلاصه داستان: از زمانی که کیم نام سو به یک شرکت بزرگ پیوست، بیوقفه برای شرکت و خانوادهاش کار کرد. در نتیجه اکنون در جایگاه مدیر بخش قرار دارد و خانهای متعلق به خودش دارد. اما او در نقطه عطف زندگیاش قرار میگیرد؛ چراکه ناگهان همه چیزهایی را که ارزشمند میدانست، از دست میدهد. در نهایت، پس از سفری طولانی، خودِ واقعیاش را کشف میکند.